ای کاش موسیقی هم فردوسی پور داشت !!!
(هیات مدیره ارکستر آکادمیک تهران )
به قول مجری محبوب فوتبال کشورمان جناب آقای عادل فردوسی پور اتفاقاتی خود جوش در
چند هفته اول ماه مهر باعث شد تا اجرای اول و دوم آبان ماه ارکستر آکادمیک تهران تعطیل
شود و ما متن زیر را بنویسیم که در واقع آن ضرب المثل معروف:
" زخمی که امروز بر تن ماست همان زخم کهنه پارسال است که امسال به چرک نشسته "
را تداعی می کند
ارکستر آکادمیک تهران بعد از اتفاقات ریز و درشت سال 90 قرار بود که 10 و 11
مهر اجرایی در تالار وحدت داشته باشد ؛ تعمیرات تالار رودکی یک ماه و چند روز تمرینات
ارکستر را به تعطیلی کشاند و چاره ای نبود جز تغییر تاریخ اجرا ! و اجرا شد 1 و 2 آبان و
آنگاه پیشنهاد اجرای شب بزرگداشت استاد عطا جنگوک در 19 مهر از طرف خانه موسیقی
و واکنشهایی ازجنس نه چندان دوستانه از طرف برخی همکاران و بعد از آن .....
وقتی فوتبال را به عنوان یک ورزش با لفظ حرفه ای مزین می کنند صحبت از قوانین
و قواعد حرفه ای بودن به میان می آید و هر روز 200 بار در رسانه ها حرف از رعایت
و عدم رعایت آن قوانین را می بینیم و می شنویم !
هر کودک 10 ساله ای با قوانین آشناست و در گل کوچک کوچه ها و زمین خاکی هم
صحبت از قوانین است و صدها قاعده ی بازی حرفه ای !
لفظ فوتبال کثیف کثیف را یک مربی فوتبال می گوید وهر چند کم ؛ ولی هستند
افرادی که آنرا می فهمند
و اگر خود جزو آلوده کننده ها نباشند دل به دریا می زنند و حداقل در کلام همراه هستند
فوتبال ورزشی بود که به شغل تبدیل شد! تفریحی بود که به منبع درآمد رسید !
عشق آبی و قرمز و زرد و سبز بود که به هواخواهی 2 آتشه وباند وباندبازی ختم شد !
اما موسیقی هنر است بی واسطه ؛ پرطرفدار و شاید کمی بلاتکلیف! ولی هرچه هست
هیچ وقت شغل نبود ونیست و نخواهد شد فقط عشق است و علاقه ! تا جایی هم که تاریخ
موسیقی مکتوب شده همیشه حرفه ای بوده با قواعدی ذاتی ؛ نا نوشته ولی محکم و عقلانی
ولی چند سالیست ظاهرا با اسم حرفه ای بازی هایی می شود که به عقل هیچ کس تا به حال
نمی رسید!
رقابت برای معروفیت و محبوبیت همیشه بوده و خواهد بود ! ولی امروز چاشنی هنر
فراموش شده !
از استادانمان شنیده ایم استاد ..... با استاد ........... سر آهنگ ساختن برای
خواننده ای به نام........
چه کارها که نمی کردند ولی با ساز خود ؛ با نت و هارمونی و ارکستر نه با له کردن
همدیگر با قواعدی از نوع زیر پا کشیدن و فتنه ایجاد کردن و ایجاد اختلاف در داخل
ارکسترهای همدیگر و یا اگر طرف مقابل جوان بود و تازه کار ؛ پا را فراتر نمی گذاشتند
تا آن جوان یا گروه جوان را تحت چنان فشار روحی و کاری قرار دهند که از کار و
رشته ی انتخابی خود پشیمان شوند
درکلاس مدرس بودند و درانتقاد معلم ! از وزیری و خالقی و صبا و عبادی و کریمی و
دوامی و... کسی بد نمی گوید ولی چه شاهکارها از یکی دو نفر از مشابهین امروزیشان
می بینیم و می شنویم!
جالب آن است که به واسطه یا بی واسطه افتخار شاگردی آن بزرگان را به زور
حمل می کنند !جامه ای بر تن کرده اند که بی شک گشادی آن جامه را کمر بند و دوبنده
و سنجاق قفلی هم پنهان نمی کند
بی شک همه ی استادان موسیقی ما چنین نیستند و دلسوز کم نیست در میان این عزیزان ؛
ولی یا خانه نشینی و آموزشگاه و دانشگاه ها را برگزیده اند ! یا اگر هم دستی بر آتش
دارند نمی توانند اقدامی برای اصلاح موسیقی و جامعه موسیقی انجام دهند و فقط به ناله
در خلوت های دوستانه و معلم شاگردی خود اکتفا می کنند
نوازندگانی که برای تامین هزینه های خود در 7 روز هفته در چندین آموزشگاه تدریس
می کنند و در چندین ارکستر و گروه کوچک و بزرگ چند نوع رپرتوار مختلف و
غیر مشابه را اجرا می کنند !
بعضی از ارکسترها را نه با توجه به قطعات که با توجه به قطر اسکنا سهای قراردادشان
برمیگزینند !
کیفیت اجرای قطعاتی که تمرین درستی نشده را می توان حدس زد ولی اجراهای فرمایشی !
قطعات تکراری ! تماشاگرانی دعوتی و تعریفهایی تعارفی !
مقصر کیست ؟!
دولت ؟ وزارت ارشاد ؟ شورای موسیقی ؟
یا امثال من و شمایی که مثلا عضو جامعه موسیقی هستیم ؟
تا زمانی که شرکتهایی با عنوان اسپانسر افتخار عنوانی به بزرگی برگزار کننده را به دوش
می کشند !
و تا زمانی که بلیط فروشها تعیین می کنند کدام بلیط ها را مسئولین فروش ارائه کنند و
کدام اجرا را با جواب نداریم و بلیط تمام شده ! در به سر کنند ؛ وضعیت همین است که
می بینیم ! تا زمانی که مرکز فروشی برای فروختن بلیط یک اجرا از فلان خواننده ی
سفارش شده به کسی که وارد مغازه می شود تا آدرس تعویض روغنی بگیرد بلیط
می فروشند و بلیط اجرای دیگری را حتی به مراجعه کننده ی مشتاق ارائه نمی کند
وضعیت از این که هست بهتر نمی شود !
سالن خالی می ماند و سرپرست ارکسترهای مستقل باید جوابگوی هزینه های پوستر و
بروشور !
اجاره ی سرسام آور سالن اجرا و دستمزد نوازنده و هزینه های جانبی باشد
! ( هزینه های جانبی را می توان معنی کرد درفرهنگ لغت دهخدا هم معنی این کلمه
وجود ندارد پس همان هزینه های جانبی )
شخصی که مسئول جواب دادن به تلفن است وقتی به خود من می گوید بلیط اجرایتان
تمام شده و حتی وقاحت را به جایی می رساند که می گوید اگر بلیط دارین برای ما
بفرستین ! وقتی 24 ساعت قبل از اجرا بیش از 100 بلیط همکف و بالکن مرجوع می کند
چه فکری باید کرد ؟؟ مقصر کیست ؟ بلیط فروش ؟ بی شک نه !
چون برای ایشان فرقی نمی کند ارکستر فلان و گروه فلان سالن پر اجرا کند یا سالن خالی !
مقصر کسی است که وقتی می شنود آقای فلانی با گروهش برای سالن خالی و یا با مخاطب
کم رو برو شده است لبخندی حاکی از رضایت ناشی از نفس شیطانی بر لب می آورد!
بی شک شما اینگونه نیستید.
ولی متاسفانه هستند چند نفری که چنین می اندیشند و چنین لبخندی می زنند و برای
دستیابی به دلخوشی های این چنینی هر کاری می کنند!
آیا تالار های موسیقی را خاموش و بی صدا ببینند خوشحال ترند ؟
آیا اگر در سالن های موسیقی به جای موسیقی های متنوع فقط صدای مورد علاقه ی
ایشان به گوش برسد خرسند ترند ؟
تا زمانی که هنر فرع است و پول اصل ! تا زمانی معروفیت به هر قیمت گزینه اول است
ومحبوبیت با واسطه ی هنر گزینه ای زائد ! تا زمانی که روابط اصل است و ضوابط فرع !
تا زمانی که هنرمندان بیرون گود می مانند تا به دلخواه معدود افرادی دستی به ساز ببرند !
گوشه ی عزلت جای هنرمندان پاک است و وسط میدان جولانگاه بی هنران ناپاک
دنبال مقصر و شخص خاصی نباشیم ! از خودمان شروع کنیم !
دلمان خوش است فلان مدیر رفت و فلانی آمد ! فلان مسئول جابجا شد و به اتاق دیگری
رفت ! آیا من و شما عوض شدیم ؟
هرکه عزل می شود بدگویی را شروع می کنیم ( البته اگر جرات داشته باشیم ) هرکه می آید
به به و چه چه راه می اندازیم ( این یکی دیگر جرات نمی خواهد )
برای کارهای انجام نداده ی خودمان دنبال مقصری می گردیم که خود را توجیه کنیم !
برای اشتباهاتمان دنبال شریک هستیم !
سودجویان را مشاور خود می دانیم تا به مقصد برسیم ؟
الفاظ پاپ کار و سنتی کار و کلاسیک کار را رواج داده اند و ما تکرارش می کنیم !
مگر نه اینکه همه موسیقی کار هستند ؟ مگر نه اینکه همه عضو یک جامعه واحد هستیم
به نام موسیقی؟
چنان همدیگر را برای فروش یک بلیط اجرا و یک سی دی 3000 تومانی زیر پا می گذاریم
که دشمنان قبیله ای دوران کهن باهم چنین نمی کردند !
دوستان عزیزم امثال ما هستند که باعث می شوند عده ای مدعی به حکومت بر بازار
موسیقی باشند !
دوستان هنرمندم ما هستیم که به یک شخص قدرت می دهیم تا به خود اجازه دهد در مورد
هنر موسیقی حس تملک داشته باشد ! و حتی تملک را به حدی برساند که در امور فنی هر
اجرایی هم مداخله کند
از دیگران درخواست رعایت حق مولف را داریم و خود سی دی دیگران را کپی می کنیم
به دیگران خرده می گیریم که اجرای کنسرتمان را به بهانه گران بودن قیمت بلیط نمی آیند و
خود منتظربلیط مهمان از طرف سرپرست ارکستر هستیم تا اجرایش را ببینیم
تفرقه انداخته اند و بر ما حکومت می کنند ! دیکتاتورهای تاریخ بشریت هم چنین به ناحق بر
بشریت ظلم نکرده اند که برخی از بلیط فروشها بر ارکسترهای مستقل ظلم می کنند
وقتی ظلم است مقصر ظالم نیست! مقصر مظلومی است که اجازه یکه تازی به ظالم داده است
و اگر این اتفاقات به همین منوال ادامه پیدا کند دور نیست زمانی که دور هم بنشینیم برای
دلخوشی همدیگر ساز کوک کنیم.

